تبلیغات
پـَـ نـَـ پـَـ - پـَـ نـَـ پـَـ (245)
 

پـَـ نـَـ پـَـ

 
 
جستجو در عناوین مطالب
آمار وبلاگ
کل بازدید :

بازدید امروز :

بازدید دیروز :

بازدید این ماه :

بازدید ماه قبل :

تعداد نویسندگان :

تعداد کل پست ها :

آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :

دم عیدی به بابام میگم واسه مسافرت برو ماشینو سرویس کن. میگه موتورشو؟؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ دهنشو

***************************

تو خدمت تو اموزشی بودم یه شب که نکهبان انبار بودم ترک پست کردم رفتم خوابیدم فرمانده اومد بالا سرم زد تو سرم گفت احمق ترک پست میکنی دیگه اره؟!! منم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ نماز شب میخونم. (حدس زدن بقیه ش با خودتون)

***************************

بابا بزرگم گفت بریم بانک سفارش کارت هدیه بدم. گفتم بابا جان می خوای عیدی بدی؟ گفت: پـَـ نـَـ پـَـ می خوام این کارتا رو به جای کارت تلفن بفروشم

***************************

به دوستم می گم وبلاگ  په نه په رو برو ببین خیلی باحاله. میگه همونی که خیلی معروفه؟ پـَـ نـَـ پـَـ اونی که هیشکی نمیشناسه

***************************

رفتم گمرک به یارو می گم پالس 220 , آپاچی 180 , پولسار و... بعد می پرسه دادش می خوای موتور بخری؟ پـَـ نـَـ پـَـ می خوام تحقیق راجع به موتور های سیکلت بنویسم دنبال منبع بودم

***************************
توی ترافیک ولیعصر بودیم چراغ که سبز شد نوبت رفتن ما شد، یهویی یارو بچش از کالسکه پرید بیرون کل خانواده دنبال بچه بعد باباش اومد جلو عوض عذر خواهی میگه: می خواستین رد شین؟ پـَـ نـَـ پـَـ فکر کردیم مسابقه دو ماراتونه، می خواستم تماشاچی باشیم



نوع مطلب : پَــ نَــ پَــ، 
برچسب ها : پـَـ نـَـ پـَـ، پـَـ نـه پـَـ، پـه نـه پـه، پــَ نــَ پــَ، پَـ نَـ پَـ، پ ن پ، پس نه پس،
ارسال شده در: سه شنبه 23 اسفند 1390 :: توسط : وحید