تبلیغات
پـَـ نـَـ پـَـ - پـَـ نـَـ پـَـ (213)
 

پـَـ نـَـ پـَـ

 
 
جستجو در عناوین مطالب
آمار وبلاگ
کل بازدید :

بازدید امروز :

بازدید دیروز :

بازدید این ماه :

بازدید ماه قبل :

تعداد نویسندگان :

تعداد کل پست ها :

آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :

توی آزمایشگاه شیمی بودیم، کارمون تموم شد. دوستم گفت: بریم بیرون؟ دبیرمون گفت: پـَـ نـَـ پـَـ بمونید اینجا نهار پتاسیم کربنات مهمون ما باشید (سارا)

***************************

دارم با دوستم چت میكنم یه حرف زد برگشتم بهش كلی دری وری بارش كردم.  پی ام میده الان با منی اینارو؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ داشتم با یاهو مسنجر راجع به سرعت اینترنت حرف میزدم و بد و بیراه می گفتم

***************************

دیشب به خانمم گفتم شام بریم بیرون...گفت : گفت آماده شم امشب بریم؟؟؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ وایسا فردا صبح بریم

***************************

اومده تو اتاق، قاب عکس رو دیوار و دیده میگه: وای داداشته؟؟؟ میگم: آره. میگه: عکسشه؟؟؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ خودشه، گذاشتمش رو دیوار با دمپایی کوبیدم رو صورتش، چسبیده به دیوار

***************************

با دوستم داریم میریم سمت ماشینم. دستم خورد رو دزدگیر، صداش دراومد. دوستم میگه: تو زدی دزدگیرو؟؟ میگم: پـَـ نـَـ پـَـ ماشینم شناخته منو، خوشحاله، داره صدام می کنه!

***************************
شب میام خونه به مامانم مـیگم : مامان بالاخره دختر رویاهامو دیدم!  با تعجب میگه: امروز؟ میگم : پـَـ نـَـ پـَـ فردا ، فقط خـواستم زودتر بگم خوشحالت کرده باشم



نوع مطلب : پَــ نَــ پَــ، 
برچسب ها : پـَـ نـَـ پـَـ، پـَـ نـه پـَـ، پـه نـه پـه، پــَ نــَ پــَ، پَـ نَـ پَـ، پ ن پ، پس نه پس،
ارسال شده در: جمعه 21 بهمن 1390 :: توسط : وحید