پـَـ نـَـ پـَـ

 
 
جستجو در عناوین مطالب
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :

بازدید امروز :

بازدید دیروز :

بازدید این ماه :

بازدید ماه قبل :

تعداد نویسندگان :

تعداد کل پست ها :

آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :

این وبلاگ بزودی راه اندازی میشه

دوستانی که مایل به نویسنده شدن دارن، به پیج پیام خصوصی بدن

دوستانی که مایل به درج جک، لطیفه، خاطره خنده دار، داستان و از این قبیل مطالب جالب با نام خودشون تو سایت هستن، میتونن متن مورد نظر رو با اسمشون انتهای پیام به شماره 09392126631 ارسال کنن.


ضمنا، تمام لینک های قدیمی سایت پاک شدند، دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند، ما رو لینک کنن و اسم و آدرس وبسایت (یا وبلاگ) خودشون رو به ما پیام کنن تا در اولین فرصت لینک بشن :)





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 :: توسط : وحید

 از هنگامی ک خداوند مشغول خلق زن بود شیش روز میگذشت. فرشته ای ظاهر شد و گفت: چرا این همه وقت صرف این یکی میفرمایید؟ خداوند پاسخ داد: دستور کار اورا دیده ای؟

باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، ک همگی قابل جایگزینی باشند، باید بتواند با خوردن غذای شب مانده کار کند. دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جای دهد، بوسه ای داشته باشد ک بتواند همه دردهارا، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته را درمان کند. او میتواند هنگام بیماری خودش را درمان کند، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند.
فرشته نزدیک شد و به زن دست زد و گفت: اما پروردگارا او را خیلی نرم آفریدی.
خداوند : بله نرم است اما او را سخت هم آفریده ام تصورش را هم نمیتوانی بکنی ک او تا چه حد میتواند تحمل کند و زحمت بکشد. آنگاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد و گفت اشک برای چیست؟
خداوند گفت: اشک وسیله ایست برای ابراز شادی، اندوه، درد، ناامیدی...
فرشته متاثر شد و گفت: زن ها قدرتی دارند ک مردان را متحیر میکنند.
خداوند گفت: این مخلوق عظیم فقط یک عیب بزرگ دارد
فرشته گفت: چه عیبی؟
خداوند فرمود : پارك دوبل بلد نیست




منبع: 4jok

 





نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : خلقت زن، طنز خلقت، داستان خلقت، آفرینش زن،
ارسال شده در: شنبه 17 آبان 1393 :: توسط : وحید
زن و مرد از راهی می رفتند، ماموران آنها را دیدند وآنها را خواستند!
 
پرسیدند شما چه نسبتی با هم دارید؟
 
زن و مرد جواب دادند زن و شوهریم
 
ماموران مدرک خواستند،
 
زن و مرد گفتند نداریم !
 
ماموران گفتند چگونه باور کنیم که شما زن و شوهرید ؟!
 
زن و مرد گفتند برای ثابت کردن این امرنشانه های فراوانی داریم … !
 
اول اینکه آن افرادی که شما می گویید دست در دست هم می روند،
ما دستهایمان از هم جداست!
 
دوم، آنها هنگام راه رفتن و صحبت کردن به هم نگاه می کنند،
ما رویمان به طرف دیگریست!
 
سوم آنکه آنها هنگام صحبت کردن و راه رفتن،با هم با احساس حرف می زنند،
ما احساسی به هم نداریم!
 
چهارم آنکه آنها با هم بگو بخند می کنند،
می بینید که، ما غمگینیم!
 
پنجم، آنها چسبیده به هم راه می روند،
اما یکی از ما جلوتر از دیگری می رود!
 
ششم آنکه آنها هنگام با هم بودن کیکی، بستنی ای، چیزی می خورند،
ما هیچ نمی خوریم!
 
هفتم، آنها هنگام با هم بودن بهترین لباسهایشان را می پوشند،
ما لباسهای کهنه تنمان است.. !
 
هشتم، …
ماموران گفتند
خیلی خوب،
بروید،
بروید،..
فقط بروید

منبع: 4jok




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : برخورد یک زن و شوهر با ماموران گشت،
ارسال شده در: دوشنبه 12 خرداد 1393 :: توسط : وحید

 یکی باید پیدا شود که به مادران سرزمین من بفهماند که اگر شام دیشب خوردنی بود، همان دیشب خورده میشد بعععععله...

 

 

دیشب یه پشه نیشم زد پاشدم دنبالش کردم بالاخره گوشه اطاق خفتش کردم اومدم بکشمش یهوگفت بابا ! راست میگفت من باباش بودم آخه خون من تو رگاش بود ! تا صبح تو بغل هم گریه کردیم !

 

داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مامانم یه جعبه مدادرنگی ۲۴رنگ قاب فلزی رو از توو کارتون درآورد نگاش کرد و زد زیر خنده!!! گفت: میدونی این چیه؟ اینو خریده بودم هروقت معدلت ۲۰ شد بدم بهت حیف واقعا!!! خاک تو سرت

دقت كردین !یه مغز گردو میخوری، اندازه 3 تا مغز گردو لا دندونت گیر میکنه!

ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ!خعـــــــــــــلی
ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﻮﻩ ﮐﻨﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ ! ﻧﻪ!
.
.
ﯾﻪ ﺩﻩ ؛ﺑﯿﺴﺖ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﯼ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻡ!
امتحان وسیله ست، نمره دست استاده، الکی خودتو از اینترنت نندازی بشینی درس بخونی هاااا

من یه خواستگار داشتم.......
بهش گفتم فعلا میخوام درس بخونم..
بیشعور رفت و دیگه نیومد
اصلن به کلمه "فعلا"توجه نکرد!!!!


شما یادتون نمیاد یه زمان مد شده بود همه کوبلن می‌دوختن ! حتی مردها !
خدا رو شکر گذشت اون زمان

یكی از فانتزیام اینه كه یه پیرمرد پودار تصادف كنه من برسونمش بیمارستان و نجاتش بدم اونم با بچه هاش مشكل داشته باشه تمام زندگیش به نام من بزنه و بمیره .وقتی بچه هاش منو پیدا میكنن كه پولا بگیرن همه چیز بندازم جلوشون بگم بردارید نامردها اونی كه با ارزش بود پدرتون بود


دوستان عزیز بهم مشاوره بدید :
به نظرتون بعد از این که فوق لیسانسم رو گرفتم فلافلی بزنم یا آب هویجی ؟ ؟؟؟ !!!

دختــره 13 سالشه استاتوس گذاشته خیلی سخته ببینی عشقت دستاش تو دستای کس دیگس
من 13 سالم بود پشت کمدمو به امید پیدا کردن یه راه به سمت سرزمین نارنیا بررسی میکردم

روسری اذیتت می کنه ؟ دلت می خواد وقتی قدم می زنی باد توی موهات بپیچه ؟
وقتی کـفـتر رو کله ات ریــــــــــــــــــــــــــد می فهمی حجاب مصونیت است نه محدودیت

فرق مدرسه و دانشگاه :
اگه به مدرسه دیر برسی مجبوری بری نیمکت آخر بشینی....
ولی اگه به دانشگاه دیر برسی مجبوری بری نیمکت اول بشینی....

منبع:khanoomgol.com







نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
ارسال شده در: سه شنبه 12 شهریور 1392 :: توسط : فرنوش

سلام دوستای خوبم منو وحید تصمیم گرفتیم تا دوباره وبلاگو راه اندازی کنیم

منتظر نظرات گرمتون هستیم





نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: سه شنبه 12 شهریور 1392 :: توسط : فرنوش

بگذار قلم را به غزل بسپارم
شاید گره ای باز شود از کارم
پرسید: مگر تو هم غزل می گوئی؟
گفتم: په نه په! فقط رباعی دارم !
.
.
.
رفتم چین گارسون دو تا چوب آورده خواهرم میگه یعنی باید با اینا غذا بخورم؟
گارسون میگه پ ن پ چینگ چانگ چاچانگ چیونگ چانگ
.
.
.
بابابزرگم داشت تو خواب صداهای عجیب و غریب در میاورد !
خانمم میگه داره خرناس میکشه؟!
پَ نه پَ داره کانکت میشه ولی چون تو محل ما ADSL نمیدن از dial-up استفاده میکنه
.
.
.
سر جلسه به جلوییم می گم سوال ۳ بلدی ؟ میگه آره می خوای ؟
میگم پَ نَ پَ نگرانت بودم می خواستم اگه ننوشتی بت بگم


.
.
.
ایستک خریدم ، در باز کن رو دادم به دوستم
میگه : با این بازش کنم ؟!!!
میگم پ نه پ !!! روش راست کلیک کن!
اوپن ویت رو بزن ! با اینترنت اکسپلور بازش کن !!
.
.
.
بعد از اینکه دو ساعت تو صف عابر بانک واستادم تا پول بگیرم یارو برگشته می گه:
آقا ببخشید سالمه؟ میگم پ ن پ مریضه اینم صف عیادت کننده هاست
.
.
.
خانومه وایساده بود جلوی پله برقی نمیرفت روش. دوستم میگه یعنی میترسه؟
پـَـَـ نــه پـَـَـــ مونده با پای چپ بره ثواب داره یا با پای راست!!
.
.
.
یه طوطی گرفتم دوستم اومده دیده میگه:
طوطیه ؟ گفتم په نه په یا کریمه با فتو شاپ تغییرش دادم
.
.
.
فامیلمون اومده خونمون میگه از وقتی کولر گذاشتین خونتون اینقدر خنک شده ؟
گفتیم پـَـــ نــه پـَـــ از وقتی توی کانون فرهنگی آموزش ثبت نام کردیم !
.
.
.
رفتم دستشویی عمومی در میزنم میگم یکم سریع تر. میگه شمام دستشویی داری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم شما کم و کسری نداری ؟
.
.
.
بابابزرگم داشت تو خواب صداهای عجیب و غریب در میاورد !
خانمم میگه داره خرناس میکشه؟!
پَ نه پَ داره کانکت میشه ولی چون تو محل ما ADSL نمیدن از dial-up استفاده میکنه
.
.
.
مادر بزرگ مادرم ۱۲۰ سالشه، دیدمش لبــاس ورزشی پوشیده داره نرمــش می کنه بهش می گم : ننجون شما هم ورزش می کنی؟
گفت : چرا که نه….!!
گفتم فیس بوک هم میرید؟
گفــت پـَـَـ نــه پـَـَــــ از فیس بوک بر می گردم، فکـــر کردی دوست دخــــتری که الان تـــو فیس بوک داری کیه….؟
۲ دستی زدم تو سر خودم !
.
.
.
دوستم میگه رفته آفریقا آدم خوار ها گرفتنش میگه یعنی میخواین منو بخورین آدم خار ها گفتن پ ن پ.هو هو بومبا بومبا هی هی ها ها بامبا بومبا
.
.
.
رفتم چین گارسون دو تا چوب آورده خواهرم میگه یعنی باید با اینا غذا بخورم؟گارسون میگه پ ن پ چینگ چانگ چاچانگ چیونگ چانگ
.
.
.
بگذار قلم را به غزل بسپارم
شاید گره ای باز شود از کارم
پرسید: مگر تو هم غزل می گوئی؟
گفتم: په نه په! فقط رباعی دارم !
.
.
.
فامیلمون اومده خونمون میگه از وقتی کولر گذاشتین خونتون اینقدر خنک شده ؟ گفتیم پـَـــ نــه پـَـــ از وقتی توی کانون فرهنگی آموزش ثبت نام کردیم !
.
.
.
یه طوطی گرفتم دوستم اومده دیده میگه ا طوطیه گفتم په نه په یا کریمه با فتو شاپ تقیرش دادم
.
.
.
خانومه وایساده بود جلوی پله برقی نمیرفت روش. دوستم میگه یعنی میترسه؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ مونده با پای چپ بره ثواب داره یا با پای راست!!
.
.
.
صدای رعد و برق میومد؛ خالم میگه: صدای رعد و برقه ؟ من گقتم : پـ نــ پــ سیم های ابرها قاتی کرده داره جرقه میزنه
.
.
.
رفتم عابربانک، یارو داره جون میکنه با دستگاه کلنجار میره بعد ده دقیقه برمی گرده میگه شما هم کار داری؟ پ ن پ پیک موتوری ام وایسادم نامه اداری تونو تایپ کنین ببرم.
.
.
.
بعد از اینکه دو ساعت تو صف عابر بانک واستادم تا پول بگیرم یارو برگشته می گه:آقا ببخشید سالمه؟ میگم پ ن پ مریضه اینم صف عیادت کننده هاست
.
.
.
ایستک خریدم ، در باز کن رو دادم به دوستم
میگه : با این بازش کنم ؟!!!
میگم پ نه پ !!! روش راست کلیک کن!
اوپن ویت رو بزن ! با اینترنت اکسپلور بازش کن !!
.
.
.
رفتم دم مغازه به فروشنده می گم قرص پشه داری؟
می گه واسه کشتنش می خوای؟
پـَـ نه پَــ، برای سردردش می خوام!
.
.
.
دارم چایی میخورم داغ داغ سوختم ، بابام میگه : سوختی ؟
میگم : پ نه پ رفتم مرحله بعد !!!
.
.
.
رفتم باغ وحش از نگهبان می پرسم ببخشید آقا قفس شیرا کجاست ؟
میگه بازدید کننده ای ؟
میگم پَ نَ پَ از اقوامش هستم اینورا کار داشتم گفتم سری بهش بزنم
.
.
.
لیلی به مجنون گفت : همه این کارارو می کنی برا من ؟
مجنون : پَ نه پَ من عاشق آنجلینا جولی ام ، تو حریف تمرینی هستی !
.
.
.
یارو اومده می بینه همکارم توی اتاق نیست باز می پرسه خانم فلانی نیست؟
پـــ نه پـــ هستن. افتادن پشت اون کمد. با خط کش بزن در بیاد
.
.
.
دوستم زنگ زده میگه چکار میکنی ؟ میگم ماشینمو آوردم تعمیرگاه . میگه مگه خرابه ؟
پــــ نَ پـَــــ آوردمش تعمیرگاه عیادت دوستای مریضش





نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: توسط : لیونل مسی
رفتم آفتابه آوردم آب بریزم تو رادیات ماشین. رفیقم میگه از تو دستشویی آوردی؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ از تو یخچال آوردم گفتم تابستونه ماشینه حال کنه.

برای خوندن مطالب بیشتر لطفا به وبسایت تفریح و سرگرمی مراجعه کنید.




نوع مطلب : پَــ نَــ پَــ، 
برچسب ها : پـَـ نـَـ پـَـ، پـَـ نـه پـَـ، پـه نـه پـه، پــَ نــَ پــَ، پَـ نَـ پَـ، پ ن پ، پس نه پس،
ارسال شده در: چهارشنبه 10 خرداد 1391 :: توسط : وحید
به دخترم یه قسمت گوشت چرخ کرده فریز شده تو نایلون دادم میگم بپز. میگه از پلاستیک درش بیارم؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ با پلاستیک بنداز بپزه قوت بگیریم تا دوروز گشنمون نشه

برای خوندن مطالب بیشتر لطفا به وبسایت تفریح و سرگرمی مراجعه کنید.






نوع مطلب : پَــ نَــ پَــ، 
برچسب ها : پـَـ نـَـ پـَـ، پـَـ نـه پـَـ، پـه نـه پـه، پــَ نــَ پــَ، پَـ نَـ پَـ، پ ن پ، پس نه پس،
ارسال شده در: چهارشنبه 3 خرداد 1391 :: توسط : وحید

داداشم داشت زغال میزاشت رو گاز واسه قلیون. بابام میگه بازم میخوای قلیون بزاری؟ داداشم میگه پـَـ نـَـ پـَـ زغالا سردشون شده میزارم رو آتیش گرمشون بشه


برای خوندن مطالب بیشتر لطفا به وبسایت تفریح و سرگرمی مراجعه کنید.





نوع مطلب : پَــ نَــ پَــ، 
برچسب ها : پـَـ نـَـ پـَـ، پـَـ نـه پـَـ، پـه نـه پـه، پــَ نــَ پــَ، پَـ نَـ پَـ، پ ن پ، پس نه پس،
ارسال شده در: پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 :: توسط : وحید
دزده اومده بود خونه مون، همه چی رو بهم ریخته بود. پلیسه اومده میگه: دزد اومده؟ گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ میخوایم دکوراسیون عوض کنیم، گفتیم شما هم نظر بدی (ارسال شده توسط عسل)
***************************
گوسفند قربونی کردیم، گوشتشو بین همسایه ها پخش کردیم. یکی از همسایه ها گفت: نذریه؟ گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ با گوسفنده دعوا داشتیم، کشتیمش (ارسال شده توسط مینا)

برای خوندن مطالب بیشتر لطفا به وبسایت تفریح و سرگرمی مراجعه کنید.




نوع مطلب : پَــ نَــ پَــ، 
برچسب ها : پـَـ نـَـ پـَـ، پـَـ نـه پـَـ، پـه نـه پـه، پــَ نــَ پــَ، پَـ نَـ پَـ، پ ن پ، پس نه پس،
ارسال شده در: سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: توسط : وحید


( کل صفحات : 38 )    1   2   3   4   5   6   7   ...